۲۰۱۶، سال رشد ثابت رسانه های اجتماعی است؟

بازگشت به ارتباطات یکپارچه

شبکه های اجتماعی لینکد این و توییتر، از رشد یکنواخت خود در ماه جاری خبر دادند. که منجر به ازهم پاشیدگی وضعیت سهام معمولی وال استریت شده است. بیشترین سر و صدایی که این دو شرکت ایجاد کردند، در مورد تجهیز مجدد ابزار و مدل های کسب و کار جدید بوده که منجر به بروز جرقه هایی جدید در رشد بوده اند. اما تحلیلگران در مورد یک حقیقت واضح صحبت نمی کنند . بر اساس این واقعیت، ممکن است بصورت کلی، رسانه های اجتماعی خارج از فاز اصلی رشد خود و در میدان مبارزه میان چند شرکت بزرگ قرار گرفته باشد. نحوه کارکرد این رسانه ها در دنیایی که در آن بسیاری از مشتریان “آزاد” هستند، چندان روشن نیست.

social-media

پیش بینی رشد نامحدود هر رسانه، یک عادت نامطلوب در بازارهایی است که به سرعت درحال رشد هستند، اما با نگاهی به گذر زمان و بررسی شرایط در ۱۵ تا ۲۰ سال قبل میتوان تعداد درخواست های متقاضیان پهنای باندی که توسط شرکت های UUNet و WorldCom وارد عرصه تقاضا می شدند را مشاهده کرده و دید در چه برهه ای وعده های خوشبینانه حبابهایی را در رشد نامحدود ایجاد کرده است. این امر ترکیبی از جنبه خود فریبی و تفکرات گروه صنعتی مربوطه را به همراه داشت و تحلیلگران وال استریت وعده به اصطلاح “فرش بزرگ برای خانه های بزرگ” را می دادند. بسیاری از شرکت ها با پیش بینی های این چنینی از حالت حباب به بمب انفجاری تبدیل شدند. در نتیجه با بررسی واقعیت رسانه های اجتماعی امروزی نباید زیاد تعجب کرد.

در حال حاضر رسانه های اجتماعی در رقابتی تنگاتنگ با سایر روش های ارتباطی قرار گرفته اند. کافیست نگاهی عمیق به شرایط فعلی داشت و بخوبی دید که مردم از بسیاری از کانال های ارتباطاتی استفاده می کنند. ایمیل، گوگل پلاس، اینستاگرام ، لینکد این، فیس بوک، توییتر، یوتیوب، و وب سایت های / وبلاگ هایی خوب قدیمی از جمله Tumblr و Pinterest در این بین از محبوب ترین ها هستند و علاوه بر موارد ذکر شده، موارد بسیاری وجود دارد که بدلیل طولانی شدن مطلب از ذکر آنها خودداری شده است. به این فکر کنید که چطور با همه آنها بطور همزمان پیش می روید؟. مردم در بسیاری موارد در چند سرویس مختلف ثبت نام کرده و ارتباط خود را با آنها در گذر زمان حفظ کرده و بعد از مدتی راه خود را با چند مورد محدود ادامه داده و بقیه را رها کرده اند.

هر کدام از سرویس های اجتماعی در طول زمان دارای نقاط اوج در بازارهای رشد یافته موجود بوده و آنچه امروز شاهد هستیم، نتیجه تمامی فراز و نشیب هاست. لینکد این و توییتر بیشترین تغییر را داشته اند. این دو درمقایسه با بقیه رسانه ها، بیشترین تغییر از مسیر تجاری را داشته و به سوی بازار تکنولوژی حرکت کرده اند.

به نظر می رسد فیس بوک مسیری طولانی را طی کرده ولی همچنان نتوانسته محیطی مناسب و کاربر- محور فراهم کند. در شرایط اضطراری بازار موجود، خرید WhatsApp و تزریق مبانی رایگان Internet.org/Facebook به برنامه، دو حرکتی بود که فیس بوک برای نگهداری کاربران فعلی خود انجام داد ( راه هایی که توییتر و لینکد این، بصورت حرفه در پیش نگرفتند)

آنچه که تصویر موجود را پیچیده تر کرده این است که مردم همچنان به استفاده از راههایی به جز رسانه های اجتماعی ادامه می دهند. ما در یک جهان چند مجرایی زنگی می کنیم، دنیایی که در آن ارتباط در زمان واقعی با اشکال ناهمزمان از جمله چت، ایمیل و رسانه های اجتماعی ترکیب شده است. مردم هنوز با خود تلفن حمل می کنند، تماس های صوتی برقرار کرده و پیامهای متنی را از طریق اس ام اس و ایمیل ارسال می کنند. در دنیای تلفن همراه، گذاشتن پست صوتی کاری است که در مقایسه با پیام کوتاه و یا ایمیل، بدون نیاز به درگیر کردن دست ها انجام می شود و مهم است که تحرک پذیری و رابط های صوتی بتوانند نوسانات صوتی در درک پست صوتی را کاهش دهند.

فیس بوک محیطی چند کاناله با امکانات چت زنده و تماس صوتی را ایجاد کرده، اما توییتر و لینکد این امکانات را نداشته و ابزار خود را محدود کرده اند. گوگل هم گروه های تبادل نظر و بحث را داراست، ولی مشکل این شرکت در عدم تکمیل این پروژه است.

اگر توییتر واقعا خواستار گسترش امکانات و ابزار خود باشد، طریقه دستیابی به یکی از صفحات  مایکروسافت و اضافه کردن کارهایی مانند خدمات ترجمه خودکار دست می یابد. چالش لینکد این، در تلاش برای کشف توانایی است تا با آن قادر به ارائه مدیریت پروژه آنلاین و ارتباطات یکپارچه باشد. هم اکنون در مورد ارتباطات لینکد این هیچ مورد اشتباهی وجود ندارد، اما این شرکت معتقد است که توسط  وادار کردن مردم در جلب مشتریان جدید، به آنچه می خواهد برسد که ممکن است این خواسته بطور کامل عملی نشود.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedininstagram